بدون شک، امروزه گفتوگوی ادیان، به یکی از ضرورت های روزگار ما تبدیل شده است. در این میان گفتوگوی مسلمانان، مسیحیان و یهودیان یا فرزندان ابراهیم7، از ضرورتی مضاعف برخوردار است. «هماندیشی بینامتنی» الگویی نوپدید در گفتوگوی ادیان ابراهیمی است که درصدد است بهجای گشودگی نجاتشناختی نسبت به پیروان دیگر ادیان، گشودگی هرمنوتیک را مبنای گفتوگو قرار دهد. به باور مدافعان، تحفّظ بر متون مقدّس ادیان ابراهیمی، ابتنا بر خاصگرایی، الهیات پستلیبرال و گفتمان پساسکولار، در کنار کارکردگرایی پستمدرن، از مهمترین ویژگیهایی است که هماندیشی بینامتنی را از دیگر انواع گفتوگوی ادیان ممتاز میسازد. نوشته حاضر با شیوة تحلیلی – توصیفی، عمـدتاً در چهارچوب واکاوی آرای پیتر اوکس و دیوید فورد که به آبای بنیانگذار هماندیشی بینامتنی معروفاند، به بررسی ماهیت، روش، و ویژگیهای این الگوی نوظهور از گفتوگوی ادیان ابراهیمی میپردازد.